السيد الطباطبائي
128
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
اما در بيان علامه طباطبائى ، كبر فقط به دو نوع تقسيم مىشود : كبرى كه بخشوده نمى شود ، و كبرى كه ممكن است بخشوده شود . و آن نكت مهم ( و بايد گفت : اصل مهم ) همچنان مبهم ، مجهول ، و بدون روشن شدن ذهن مخاطب ، مى ماند . به گمانم علام مجلسى در آن يك سطر و نيم ، مقصودش را خيلى خوب بيان كرده و اگر ترديد علامه طباطبائى نبود ، نيازى به اين شرح و بسط كه بنده دادم ، نداشت . به حضور خواننده محترم پيشنهاد مى كنم : از نو به متن عبارت هر دو بزرگوار توجه فرمايد و نيز به متن هر سه حديث در بحار . تبصره : مراد از بخشوده نشدن ، آن است كه شخص با همان حال و بدون توبه از دنيا برود . والّا « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » آيه 53 سوره زمر . تفنّن : در حديث مورد بحث ، سخن از « احساس خود بينى در پوشيدن لباس زيبا » آمده . ليكن در حديث ما قبل آن ، اسب سوارى ، نيز آمده است . كسانى كه با اسب سوارى آشنا هستند و رابطه طبيعى با سواركارى دارند ( نه رابطه حرفه اى و ورزشى ) بهتر مى دانند : فرح ، شعف و حتى خود بينى كه از اسب سوارى به انسان دست مىدهد ، با سوار شدن به بالاترين خودرو ، حاصل نمى شود . ( به شرط اين كه اسب باشد نه يابو . سالم باشد نه رنجور ، اسب اصيل شرقى باشد نه مجارستانى ) و شايد هيچ چيزى در اين موضوع ، باصطلاح به گرد پاى اسب نرسد . و احساس مذكور از نظر شرعى مدرّج به درجات زير است : 1 - احساس فرح و شعف بدون « به خود باليدن » ؛ هيچ اشكال شرعى ندارد ، گاهى مستحب هم مىشود . و اگر براى روح و روان به عنوان درمان لازم باشد ، گاهى واجب نيز مىشود .